صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 504غزل شمارهٔ 504شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انکنخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود رابر هوا پای بنه، تخت روان کن خود را2نقل کریںمی کند کار لب نان، لب افسوس اینجالب بگز، فارغ از اندیشه نان کن خود را3نقل کریںگوهر آبله در راه طلب ریخته استقدمی پیش نه، از دیده وران کن خود را4نقل کریںبر جوانی مخور افسوس در انجام حیاتباده کهنه به دست آر و جوان کن خود را5نقل کریںزردرویی، گل روی سبد هشیاری استمی گلرنگ بکش، لاله ستان کن خود را6نقل کریںاگر از تشنه لبان گهر سیرابیسعی کن همچو صدف پاک دهان کن خود را7نقل کریںشکوه از زخم زبان کردن مردم سبکی استقلعه آهنی از گوش گران کن خود را8نقل کریںمی رسد فیض به هر کس که بود فیض رساناز رخ تازه، بهار دگران کن خود را9نقل کریںبرکت می رود از هر چه به آن چشم رسیدزینهار از نظر خلق نهان کن خود را10نقل کریںمی خورندت به نظر گرسنه چشمان جهانچون شب قدر نهان در رمضان کن خود را11نقل کریںصائب این آن غزل منصف وقت است که گفتگرنه آیینه شوی، آینه دان کن خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمراه خوابیده رسانید به منزل خود رانرساندی تو گرانجان به در دل خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503اگلی نظمما که در خم ننمودیم فلاطون خود راصاف سازیم درین صومعه ها چون خود را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 505آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمراه خوابیده رسانید به منزل خود رانرساندی تو گرانجان به در دل خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503
اگلی نظمما که در خم ننمودیم فلاطون خود راصاف سازیم درین صومعه ها چون خود را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 505