صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 192

غزل شمارهٔ 192

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را
می‌رساند پیچ و خم آخر به منزل راه را
22
می‌شوند از خاکساری زیردستان سربلند
جامهٔ کوتاه، رعنا می‌کند کوتاه را
33
ترک غفلت کن که بیداری درین ظلمت‌سرا
مد عمر جاودان سازد شب کوتاه را
44
از کدو بوی شراب آید به دشواری برون
از سر بی‌مغز نتوان برد حُب جاه را
55
هر قدر ابر بهاری در کرم طوفان کند
نیست ممکن از تهی چشمی برآرد چاه را
66
با تن خاکی امید جذبه، سودایی‌ست خام
کهربا با دانه نتواند ربودن کاه را
77
طایر یک بال نتواند فلک‌پرواز شد
بی حضور دل مبر زنهار نام الله را
88
پای سرعت در ره هموار می‌آید به سنگ
نرم رویی آورد بیرون ز سختی راه را
99
حسن را از خط مشکین نیست بر خاطر غبار
توتیای چشم باشد گرد لشکر شاه را
1010
برندارد وقت خط چشم از عذار گلرخان
هر که در ابر تُنُک دیدست سیر ماه را
1111
شرم نتواند حصاری کرد حسن شوخ را
هاله از پرتوفشانی نیست مانع ماه را
1212
مرغ زیرک در قفس صائب دل خود می‌خورد
بیش باشد وحشت از دنیا دل آگاه را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دردمندی سر به گردون می رساند آه را

می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191

اگلی نظم

هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را

مومیایی از شکست خویش باشد ماه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 193

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را

محرمان لبریزیوسف دیده‌اند این چاه را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 150

گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را

کشف شد نور تجلی عارف آگاه را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را

ز آبرو آبی بزن درگاه شاهنشاه را

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - در تواضع اهل حق

دردمندی سر به گردون می رساند آه را

می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191

هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را

مومیایی از شکست خویش باشد ماه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 193

کاسه زانوست جام جم دل آگاه را

یوسف از روی زمین خوش تر شمارد چاه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194

دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را

مرد می باید نگه دارد عنان آه را!

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00