صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5842

غزل شمارهٔ 5842

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رگرفتهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته‌ایم

دایم ز شیشه پنبه به لب برگرفته‌ایم

2

بر می خوریم با همه تلخی گشاده‌روی

سر مشق مشرب از خط ساغر گرفته‌ایم

3

خاموش کرده‌ایم به نرمی حریف را

دایم به موم، روزن مجمر گرفته‌ایم

4

باری که سنگ سرمه کند کوه قاف را

از دوش آسمان و زمین برگرفته‌ایم

5

تسخیر کرده‌ایم فلک را به نیم‌آه

نمرود را به پشه لاغر گرفته‌ایم

6

سرپنجه تصرف ما آهنین قباست

در آب تیغ ریشه چو جوهر گرفته‌ایم

7

در زیر چرخ خواب فراغت نمی‌کنیم

از راه سیل بستر خود برگرفته‌ایم

8

زان خط مشک‌فام که خون می‌چکد از او

آیینه چون محیط به عنبر گرفته‌ایم

9

دلسوزتر ز حسن گلوسوز یار نیست

ما چاشنی قند، مکرر گرفته‌ایم

10

آن زلف را به دانه دل صید کرده‌ایم

سیمرغ را به دام کبوتر گرفته‌ایم

11

طوفان نوح سرد نسازد تنور ما

زین سان که ما ز آتش دل درگرفته‌ایم

12

نسبت به کوی دوست درست است عزم ما

از اضطراب دل ره دیگر گرفته‌ایم

13

از پیچ و تاب عشق که عمرش دراز باد

چون رشته جای در دل گوهر گرفته‌ایم

14

آن آتشی که جرأت پروانه داغ اوست

در زیر بال خود چو سمندر گرفته‌ایم

15

نتوان گرفت دل ز سر زلف، ورنه ما

برگ خزان رسیده ز صرصر گرفته‌ایم

16

از ما مجوی زینت ظاهر که چون صدف

ما اندرون خانه به گوهر گرفته‌ایم

17

صائب ز همزبانی عطار خوش‌زبان

منقار خود چو پسته به شکر گرفته‌ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم

مومیم اگر چه نکهت عنبر گرفته‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5841

اگلی نظم

یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم

تا بوسه ای ازان لب خندان گرفته ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5843

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم

با پیر خویش راه قلندر گرفته‌ایم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 585

از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم

مومیم اگر چه نکهت عنبر گرفته‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5841

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور