صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6181

غزل شمارهٔ 6181

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: وبرزمین

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

می کشد دامن چو زلف سرکش او بر زمین

می نهد در چین ز غیرت ناف و آهو بر زمین

22

گل چه حد دارد تواند چهره شد با عارضش؟

آن که مالید آفتاب و ماه را رو بر زمین

33

خفتگان خاک را صبح قیامت می شود

سایه هر جا افکند آن قد دلجو بر زمین

44

خوشه چینان خوشه پروین به دامن می برند

هر کجا ریزد عرق از چهره او بر زمین

55

پنجه خورشید می گردد گریبانگیر خاک

پای خود هر جا گذارد آن پریرو بر زمین

66

پاک می سازد ز دین و دل بساط خاک را

چون کشد دامان ناز آن عنبرین مو بر زمین

77

پشت دست عجز، ماه عید با آن سرکشی

می گذارد پیش طاق آن دو ابرو بر زمین

88

تا دکان حسن او شد باز در مصر وجود

از کسادی می زند یوسف ترازو بر زمین

99

من کیم تا آرزوی خواب آسایش کنم؟

آسمان نگذاشت در جایی که پهلو برزمین

1010

کی مربع می نشیند در صف دانشوران؟

پیش استاد آن که ننشیند دو زانو بر زمین

1111

غوطه زد در خاک تا تیر هوایی شد بلند

سرکشان را زود می مالد فلک رو بر زمین

1212

در برومندی نسازد هر که دلها را خنک

می کند صائب گرانی سایه او بر زمین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ریخت مژگان تر من رنگ گلشن بر زمین

شد ز آه من چراغ لاله روشن بر زمین

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6180

اگلی نظم

از حجاب عشق محرومم ز رخساری چنین

دست خالی می روم بیرون ز گلزاری چنین

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6182

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور