صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6180

غزل شمارهٔ 6180

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نبرزمین

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ریخت مژگان تر من رنگ گلشن بر زمین

شد ز آه من چراغ لاله روشن بر زمین

2

با سبکروحان گرانجانان نگیرند الفتی

هست در جیب مسیحا چشم سوزن بر زمین

3

دیدن روی گرانان تیرگی می آورد

چند دوزی همچو نرگس چشم روشن بر زمین؟

4

از رعونت زود بر دیوار می آید سرش

می کشد هر کس که چون خورشید دامن بر زمین

5

بر مراد بد گهر دایم نگردد آسمان

سنگ زود افتد ز آغوش فلاخن بر زمین

6

از گرانقدری نمی افتد ز چشم اعتبار

پرتو خورشید اگر افتد ز روزن بر زمین

7

عافیت در خاکساری، ایمنی در نیستی است

سایه را پروا نباشد از فتادن بر زمین

8

پرتو خورشید را نعل سفر در آتش است

دامن جان را ندوزد لنگر تن بر زمین

9

بر سر موران بود دست حمایت پای من

از سبکروحان کسی نگذشته چون من بر زمین

10

با هزاران چشم روشن آسمان جویای توست

چون ره خوابیده خواهی چند خفتن بر زمین؟

11

بر زمین نه پشت دست ای سرو پیش قامتش

تا به چند از سایه خواهی خط کشیدن بر زمین؟

12

گر نداری میوه افکندنی چون سرو و بید

غیرتی کن، سایه ای باری بیفکن بر زمین

13

گوشه امنی اگر صائب تمنا می کنی

نیست غیر از گوشه دل هیچ مأمن بر زمین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سایه تا افتاد ازان مشکین سلاسل بر زمین

آیه رحمت مسلسل گشت نازل بر زمین

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6179

اگلی نظم

می کشد دامن چو زلف سرکش او بر زمین

می نهد در چین ز غیرت ناف و آهو بر زمین

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6181

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور