صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1963

غزل شمارهٔ 1963

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ردستیافتهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر طفل اشک خون جگر دست یافته است

در آب، رنگ چون به گهر دست یافته است؟

2

بتوان به حرف نرم دل سنگ آب کرد

شیر از ملایمت به شکر دست یافته است

3

زین طفل مشربان ز مکتب گریخته

آفت ز شش جهت به ثمر دست یافته است

4

سیری ز آب تیغ ندارد شهید ما

بر آب خضر تشنه جگر دست یافته است

5

افتادگی چرا نکند کس شعار خویش؟

زلف از فتادگی به کمر دست یافته است

6

خود را چسان به بوسه تسلی کنم ازو؟

موری به تنگهای شکر دست یافته است

7

در هم نریخته است اگر مهره نجوم

چون بدگهر به پاک گهر دست یافته است؟

8

امروز نیست دست جفای فلک دراز

دیری است تا بر اهل هنر دست یافته است

9

بی گریه ای مباش که شبنم به طرف باغ

بر گل ز فیض دیده تر دست یافته است

10

نبود عجب که خنده نو کیسگی زند

گل یک دو روز شد که به زر دست یافته است

11

فرهاد هم به کوه و کمر برده است راه

خسرو اگر به گنج گهر دست یافته است

12

(خواهد شدن چو لاله بناگوش میکشان

از نوبهار تاک شرر دست یافته است)

13

برگشته است همچو صدا بی اثر ز کوه

فریاد ما کجا به اثر دست یافته است؟

14

چون آب، موج می زند از جبهه صدف

کز پاک طینتی به گهر دست یافته است

15

بی سیلی و تپانچه کسی از دست می دهد؟

بر طفل شوخ چشم، پدر دست یافته است

16

صائب شکر به تنگ بود در کلام تو

کلک تو بر کدام شکر دست یافته است؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است

بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1962

اگلی نظم

این گردباد نیست که بالا گرفته است

از خود رمیده ای است که صحرا گرفته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1964

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور