صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1964

غزل شمارهٔ 1964

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اگرفتهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

این گردباد نیست که بالا گرفته است

از خود رمیده ای است که صحرا گرفته است

2

از کاسه سرنگونی فرهاد نسخه ای است

این ساغری که لاله حمرا گرفته است

3

مژگان به خون صید حرم تر نمی کند

صیاد پیشه ای که دل از ما گرفته است

4

دامن گره به دامن ساحل نمی زند

موجی که خو به شورش دریا گرفته است

5

از گریه زندگانی من تلخ گشته است

آب گهر طبیعت دریا گرفته است

6

این شکر چون کنیم که هر ذره خاک ما

از داغ عشق رنگ سویدا گرفته است

7

در زیر تیغ، قهقهه کبک می زند

چون کوه هر که دامن صحرا گرفته است

8

در بزم وصل، حسرت دیدار می کشد

آن را که شرم راه تماشا گرفته است

9

جز من که یار را به نگه صید کرده ام

بادام عنکبوت که عنقا گرفته است؟

10

ما را به شهر اگر نگذارد عاقلان

از دست ما که دامن صحرا گرفته است؟

11

بر خاک ما به جای الف تیغ می کشد

خصم سیه دلی که پی ما گرفته است

12

بیشی به ملک و مال و فزونی به جاه نیست

بیش آن کس است کاو کم دنیا گرفته است

13

آب تنور نوح علاجش نمی کند

این آتشی که در جگر ما گرفته است

14

دامن گره به دامن ریگ روان زده است

آن ساده دل که دامن دنیا گرفته است

15

صائب چنین که در پی رسم اوفتاده است

فرداست رنگ مردم دنیا گرفته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر طفل اشک خون جگر دست یافته است

در آب، رنگ چون به گهر دست یافته است؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1963

اگلی نظم

آتش به مغزم از می احمر گرفته است

این پنبه از فروغ گهر درگرفته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1965

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور