صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 198غزل شمارهٔ 198شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: فتهراصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز مروت نیست چیدن غنچه نشکفته راچون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را22نقل کریںسینه اهل تعلق شاهراه تفرقه استمیهمان باشد کثافت، خانه نارفته را33نقل کریںدر دل تنگ است فتح الباب ها عشاق راخنده ها در پرده باشد غنچه نشکفته را44نقل کریںدیده بیدار نگذارد اگر پایی به پیشقطع کردن سخت دشوارست راه خفته را55نقل کریںخودسران سررشته پرواز را گم می کنندسر مده در صید دل ها کاکل آشفته را66نقل کریںپاک چون گردند دل ها، فیض نازل می شودمی رسد از غیب مهمان، خانه های رفته را77نقل کریںبا سیه بختی شود آسان ره دور عدممی توان طی کرد در شب زود راه خفته را88نقل کریںخامشی را رتبه بالا(تر) بود صائب ز نطققدر و قیمت بیش باشد گوهر ناسفته را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته رانور می بارد ز سیما این چراغ کشته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197اگلی نظمبال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته رامن به راه انداختم این کاروان خفته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته رانور می بارد ز سیما این چراغ کشته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197
اگلی نظمبال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته رامن به راه انداختم این کاروان خفته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199