سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحیدقصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحیدشاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارکردہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: قصیدهصداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفضل خدای را که تواند شمار کرد؟یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟2نقل کریںآن صانع قدیم که بر فرش کائناتچندین هزار صورت الوان نگار کرد3نقل کریںترکیب آسمان و طلوع ستارگاناز بهر عبرت نظر هوشیار کرد4نقل کریںبحر آفرید و بر و درختان و آدمیخورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد5نقل کریںالوان نعمتی که نشاید سپاس گفتاسباب راحتی که نشاید شمار کرد6نقل کریںآثار رحمتی که جهان سر به سر گرفتاحمال منتی که فلک زیر بار کرد7نقل کریںاز چوب خشک میوه و در نی شکر نهادوز قطره دانهای درر شاهوار کرد8نقل کریںمسمار کوهسار به نطع زمین بدوختتا فرش خاک بر سر آب استوار کرد9نقل کریںاجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاببستان میوه و چمن و لالهزار کرد10نقل کریںاین آب داد بیخ درختان تشنه راشاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد11نقل کریںچندین هزار منظر زیبا بیافریدتا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد12نقل کریںتوحیدگوی او نه بنی آدمند و بسهر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد13نقل کریںشکر کدام فضل به جای آورد کسی؟حیران بماند هر که درین افتکار کرد14نقل کریںگویی کدام؟ روح که در کالبد دمیدیا عقل ارجمند که با روح یار کرد15نقل کریںلالست در دهان بلاغت زبان وصفاز غایت کرم که نهان و آشکار کرد16نقل کریںسر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد17نقل کریںبخشندهای که سابقهٔ فضل و رحمتشما را به حسن عاقبت امیدوار کرد18نقل کریںپرهیزگار باش که دادار آسمانفردوس جای مردم پرهیزگار کرد19نقل کریںنابرده رنج گنج میسر نمیشودمزد آن گرفت جان برادر که کار کرد20نقل کریںهر کو عمل نکرد و عنایت امید داشتدانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد21نقل کریںدنیا که جسر آخرتش خواند مصطفیجای نشست نیست بباید گذار کرد22نقل کریںدارالقرار خانهٔ جاوید آدمیستاین جای رفتنست و نشاید قرار کرد23نقل کریںچند استخوان که هاون دوران روزگارخردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد24نقل کریںظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماندعادل برفت و نام نکو یادگار کرد25نقل کریںعیسی به عزلت از همه عالم کناره جستمحبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد26نقل کریںقارون ز دین برآمد و دنیا برو نماندبازی رکیک بود که موشی شکار کرد27نقل کریںما اعتماد بر کرم مستعان کنیمکان تکیه باد بود که بر مستعار کرد28نقل کریںبعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیستبیدولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد29نقل کریںوین گوی دولتست که بیرون نمیبردالا کسی که در ازلش بخت یار کرد30نقل کریںبیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنجچون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد31نقل کریںاو پادشاه و بنده و نیک و بد آفریدبدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد32نقل کریںسعدی به هر نفس که برآورد چون سحرچون صبح در بسیط زمین انتشار کرد33نقل کریںهر بندهای که خاتم دولت به نام اوستدر گوش دل نصیحت او گوشوار کرد34نقل کریںبالا گرفت و دولت والا امید داشتهر شاعری که مدح ملوک دیار کرد35نقل کریںشاید که التماس کند خلعت مزیدسعدی که شکر نعمت پروردگار کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو مرد رهرو اندر راه حق ثابتقدم گرددوجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گرددسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)اگلی نظمهر چیز کزان بتر نباشداز مصلحتی به در نباشدسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 13زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن ترک کج کله چو هوای شکار کرددر یک قبا هزار بلا را سوار کردجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 237آن راکه چشم مست تو بی اختیارکردآسوده اش ز پرسش روز شمار کردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4058از رشک کرد آنچه به من روزگار کرددر خستگی نشاط مرا دید خوار کردغالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو مرد رهرو اندر راه حق ثابتقدم گرددوجود غیر حق در چشم توحیدش عدم گرددسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 11 - در ستایش حضرت رسول (ص)
از رشک کرد آنچه به من روزگار کرددر خستگی نشاط مرا دید خوار کردغالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133