صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 8 - اندرز و نصیحت

قصیدهٔ شمارهٔ 8 - اندرز و نصیحت

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انینیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

صداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدی
Toggle stanza 1
11
خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
22
درخت قد صنوبر خرام انسان را
مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست
33
گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی
ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست
44
دوام پرورش اندر کنار مادر دهر
طمع مکن که در او بوی مهربانی نیست
55
مباش غره و غافل چو میش سر در پیش
که در طبیعت این گرگ گله‌بانی نیست
66
چه حاجت است عیان را به استماع بیان؟
که بی‌وفایی دور فلک نهانی نیست
77
کدام باد بهاری وزید در آفاق
که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟
88
اگر ممالک روی زمین به دست آری
بهای مهلت یک روزه زندگانی نیست
99
دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
1010
اگر جهان همه کام است و دشمن اندر پی
به دوستی که جهان جای کامرانی نیست
1111
چو بت‌پرست به صورت چنان شدی مشغول
که دیگرت خبر از لذت معانی نیست
1212
طریق حق رو و در هر کجا که خواهی باش
که کنج خلوت صاحبدلان مکانی نیست
1313
جهان ز دست بدادند دوستان خدای
که پایبند عنا، جز جهان ستانی نیست
1414
نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد
که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست
1515
عمل بیار و علم بر مکن که مردان را
رهی سلیم‌تر از کوی بی‌نشانی نیست
1616
کف نیاز به درگاه بی‌نیاز برآر
که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست
1717
مخور چو بی‌ادبان گاو و تخم کایشان را
امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست
1818
مکن که حیف بود دوست بر خود آزردن
علی‌الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست
1919
چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق
چو مرد را به ارادت صدف دهانی نیست
2020
زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی
سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست
2121
بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت
نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست
2222
نه هر که دعوی زورآوری کند با ما
به سر برد، که سعادت به پهلوانی نیست
2323
ولی به خواجهٔ عطار گو، ستایش مشک
مکن که بوی خوش از مشتری نهانی نیست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست

مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 7 - موعظه و نصیحت

اگلی نظم

بناز ای خداوند اقبال سرمد

به بخت همایون و تخت ممهد

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 9 - در ستایش اتابک محمد

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست

که زندگانی ده روزه زندگانی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1815

میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست

شرابِ کهنه کم از عمرِ جاودانی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1816

کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد. گفت: شنیدم که فلان دشمنِ تو را خدای ،عَزَّ وَ جَلَّ، برداشت.

گفت: هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 37

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00