صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 47 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

قصیدهٔ شمارهٔ 47 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای محافل را به دیدار تو زین

طاعتت بر هوشمندان فرض عین

22

آسمان در زیر پای همتت

بر زمین مالنده فرق فرقدین

33

از مقامات تا ثریا همچنان

کز ثریا تا ثری فرقست و بین

44

ای نهاده پای رفعت بر فلک

وی ربوده گوی عقل از اعقلین

55

کاش کابن مقله بودی در حیات

تا بمالیدی خطت بر مقلتین

66

در تو نتوان گفت جز اوصاف نیک

ور کسی گوید جز این میلست و مین

77

ای کمال نیک مردی بر تو ختم

نیک‌نامی منتشر در خافقین

88

عالم عادل امین شرق و غرب

سرور آفاق شمس‌الدین حسین

99

کز بهاء طلعتش چون آفتاب

می‌درخشد نور بین‌الحاجبین

1010

ماه و پروین را نگه در قدر او

همچنان کز بطن ماهی در بطین

1111

آنکه بیرون از ثنا و حمد او

بر سخن‌دانان سخن عیب است و شین

1212

عقل را پرسیدم اندر عهد او

هیچ دشمن کام یابد؟ گفت این؟

1313

پنجه بر شیران نیارد کرد تیز

ور هزاران مکر داند بوالحصین

1414

من که چندین منت از وی بر منست

چون نگویم شکر او، والشکر دین

1515

تا نپنداری که مشغولم ز ذکر

یا ز خدمت غافلم یک طرف عین

1616

تا به گردون بر برخشند اختران

تا به گیتی در بتابد نیرین

1717

جاودان در بارگاهت عیش باد

تا به گردون می‌رود آواز قین

1818

بخت را با دوستانت اتفاق

چرخ را با دشمنان حرب حنین

1919

ابر رحمت بر تو باران سال و ماه

روح راحت بر روان والدین

2020

نامت اندر مشرق و مغرب روان

چشم بد دور از تو بعدالمشرقین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تو را که گفت که برقع برافکن ای فتان

که ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 46 - مطلع دوم

اگلی نظم

تبارک الله از آن نقشبند ماء مهین

که نقش روی تو بستست و چشم و زلف و جبین

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 48 - در ستایش صاحب دیوان

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای ز لعلت کامجو روح الامین

خط سبزت رحمة للعالمین

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 741

گر درم داری، گزند آرد بدین

بفگن او را گُرم و درویشی گزین

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 79

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور