صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قطعات
  4. »شمارهٔ 31

شمارهٔ 31

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: وست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

دهل را کاندرون زندان بادست

به گردون می‌رسد فریادش از پوست

2

چرا درد نهانی برد باید؟

رها کن تا بداند دشمن و دوست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دشمن اگر دوست شود چند بار

صاحب عقلش نشمارد به دوست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 30

اگلی نظم

ماه را دید مرغ شب پره گفت

شاهدت روی و دلپذیرت خوست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 32

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روباهی بر سر راهی ایستاده بود و چشم مراقبت بر چپ و راست نهاده، ناگاه از دور سیاهی پیدا شد، چون نزدیک آمد دید که یکی درنده گرگ با سگی بزرگ بر صورت یاران صادق و دوستان موافق همراه می آیند، نه آن را از این توهم فریبی و نه این را از آن دغدغه آسیبی.

روباه پیش دوید و سلام کرد و وظیفه احترام به جای آورد و گفت: الحمد لله که کین دیرین به مهر تازه مبدل شده است و دشمنی قدیم به دوستی جدید عوض گشته، اما می خواهم که بدانم که سبب این جمعیت چیست و باعث این امنیت کیست؟

جامی»بهارستان»روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)»بخش 4

به مادرم گفتم ای بد مهر مادر

نبیره دوست من دشمن نه نیکوست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 23

گرفتم حضرت ملا ترش روست

نگاهش مغز را نشناسد از پوست

علامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور ملت»بخش 4 - صوفی و ملا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور