سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: وستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںماه را دید مرغ شب پره گفتشاهدت روی و دلپذیرت خوست2نقل کریںوینکه خلق آفتاب خوانندشراست خواهی به چشم من نه نکوست3نقل کریںگفت خاموش کن که من نکنمدشمنی با وی از برای تو دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدهل را کاندرون زندان بادستبه گردون میرسد فریادش از پوستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 31اگلی نظمخواست تا عیبم کند پروردهٔ بیگانگانلاغری بر من گرفت آن کز گدایی فربهستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 33زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبختم این بس که مشتری شده دوستهرچه خلقم بها نهند نکوستنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخواست تا عیبم کند پروردهٔ بیگانگانلاغری بر من گرفت آن کز گدایی فربهستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 33
بختم این بس که مشتری شده دوستهرچه خلقم بها نهند نکوستنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125