سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 33شمارهٔ 33شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: بهستصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخواست تا عیبم کند پروردهٔ بیگانگانلاغری بر من گرفت آن کز گدایی فربهست2نقل کریںگرچه درویشم بحمدالله مخنث نیستمشیر اگر مفلوج باشد همچنان از سگ بهست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماه را دید مرغ شب پره گفتشاهدت روی و دلپذیرت خوستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 32اگلی نظمای نفس چون وظیفهٔ روزی مقررستآزاد باش تا نفسی روزگار هستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 34ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور