سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ابهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجامع هفت چیز در یک روزنه عجب گر بمیرد آن دابه2نقل کریںسیر بریان و جوز و ماهی و ماستتخم مرغ و جَماع و گرمابه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماه منظور آن بت زیبای منسرو روزافزون مهرافزای منسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 39اگلی نظمتا دل ندهی به خوبرویانکز غصّه تلف شوی ّ و رنجهسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 41زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجامع هفت چیز در یک روزعجبست ار نمیرد آن دابهسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 189ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماه منظور آن بت زیبای منسرو روزافزون مهرافزای منسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 39