سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ابمریزصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریزبر روی چو زر اشک چو خوناب مریز2نقل کریںشرط است که از پس خوشی ریزند آبتو هیچ خوشی ندیدهای، آب مریز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای مَعشَر یاران که رفیقان منیدعیش خوش خویشتن مُنَقَّص نکنیدسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 29اگلی نظمعمرت دراز باد که کوته کنی نفسپیغمبرت شفیع همی آورم که بسسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 31ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای مَعشَر یاران که رفیقان منیدعیش خوش خویشتن مُنَقَّص نکنیدسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 29
اگلی نظمعمرت دراز باد که کوته کنی نفسپیغمبرت شفیع همی آورم که بسسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 31