سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 29شمارهٔ 29شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نیدصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای مَعشَر یاران که رفیقان منیدعیش خوش خویشتن مُنَقَّص نکنید2نقل کریںاین مطرب ما نیک نمیداند زدزین جاش برون کنید و نیکش بزنید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقلم به یاد تو در مشت من نمیگنجدکه دیر شد که نرفتهست در دوات امیدسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 28اگلی نظمای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریزبر روی چو زر اشک چو خوناب مریزسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 30ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقلم به یاد تو در مشت من نمیگنجدکه دیر شد که نرفتهست در دوات امیدسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 28
اگلی نظمای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریزبر روی چو زر اشک چو خوناب مریزسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 30