صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 105

حکمت شمارهٔ 105

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

The teeth of all men are blunted by sourness, but those of the qazi by sweetness.

The qazi whom thou bribest with five cucumbers Will prove that ten melon-fields are due to thee.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند.

چو حق معاینه دانی که می بباید داد

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 104

اگلی نظم

قحبهٔ پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند و شحنهٔ معزول از مردم آزاری.

جوان گوشه نشین شیرمرد راه خداست

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 106

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زان گونه کز ابر آمدی برف به بار

امروز کند شکوفه را باد نثار

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 10

بحری ست کف جود شه کوه وقار

هرگز نفتد به غیر گوهر به کنار

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 136

این اهل قبور خاک گشتند و غبار

هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 104

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 107

سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار

وآن لقمه که داری از کسانْ باز مدار

خیام»رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی»رباعیات محتمل»شمارهٔ 25

امروز من از تشنه دهانی و خمار

نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 870

ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار

گر دیده وری ز هر سه بندی زنار

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 877

ای مرد سماع معده را خالی دار

زیرا چو تهیست نی کند نالهٔ زار

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 881

تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار

تا چند خوری چو اشتران خوشهٔ خار

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 888

چون از رخ یار دور گشتم به بهار

با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 889

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00