Abu Harirah, may the approbation of Allah be upon him, was in the habit of daily waiting upon the Mustafa, peace on him, who said: ‘Abu Harira, visit me on alternate days that our love may increase.’ A man said to a devotee: ‘Beautiful as the sun is, I never heard that anybody took it for a friend or fell in love with it’, and he replied: ‘This is because it may be seen daily, except in winter when it is veiled and beloved.’
There is no harm in visiting people But not till they say: ‘It is enough!’ If thou findest fault with thyself Thou wilt not hear others reproaching thee.
زمین
به یک سال در جادویی ارمنی
میان دو شخص افکنَد دشمنی
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 46
با طایفه دانشمندان در جامع دمشق بحثی همیکردم که جوانی در آمد و گفت: در این میان کسی هست که زبان پارسی بداند؟
غالب اشارت به من کردند.
سعدیگلستانباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 1
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سعدیگلستانباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 6
نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.
موحد چه در پای ریزی زرش
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 103