صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 80

حکمت شمارهٔ 80

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

One of the requirements for society is to attend to the affairs of thy household and also at the house of God.

Tell thy tale according to thy hearer’s temper, If thou knowest him to be biased to thee. Every wise man who sits with Mejnun Speaks of nothing but the story of Laila’s love.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد.

چو لقمان دید کاندر دست داوود

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 79

اگلی نظم

هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و گر به خراباتی رود به نماز کردن، منسوب شود به خمر خوردن.

رقم بر خود به نادانی کشیدی

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 81

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه در وقت خلافت خود در مدینه دیواری گل می کرد، یهودیی پیش وی تظلم کرد که حاکم بصره متاعی از من به صدهزار درم خریده است و در ادای ثمن آن تعلل می کند.

فرمود که کاغذ پاره ای داری؟ گفت: نی سفالی برداشت و بر آنجا نوشت که شکایت کنندگان از تو بی حسابند و شکرگزارندگان نایاب از موجبات شکایت بپرهیز یا از مسند حکومت برخیز و در آخر نوشت که کتبه عمر بن الخطاب.

جامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 14

سحرگاهان که روشن شد در و دشت

صدا زد مرغی از شاخ نخیلی

علامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور ملت»بخش 8 - ای فرزند صحرا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00