I had a wound under my robe and a sheikh asked me daily how, but not where it is, and I learned that he refrained because it is not admissible to mention every member; and wise men have also said that whoever does not ponder his question will be grieved by the answer.
Until thou knowest thy words to be perfectly suitable Thou must not open thy mouth in speech. If thou speakest truth and remainest in captivity, It is better than that thy mendacity deliver thee therefrom.
زمین
هر بار که تو در دل شب در دلم آیی
خون دلم آید ز دو دیده به روایی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1898
حیرت قفسمکو اثر عجز و رسایی
مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2804
ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی
چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2811
دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی
زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 976
دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی
آرام و طرب را مده از طبع جدایی
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 128
هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
جان را و جهان را شکفانی و فزایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2628
امروز سماع است و مدام است و سقایی
گردان شده بر جمع قدحهای عطایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2635
زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2642
ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
از محنت تو نیست مرا روی رهایی
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 389
از ماهرخی نوشلبی شوخبلایی
هر روز همی بینم رنجی و عنایی
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 390