سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373غزل شمارهٔ 373شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ردمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهزار عهد بکردم که گرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دم22نقل کریںنخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجتکه آب دیده سرخم بگفت و چهره زردم33نقل کریںبه گلبنی برسیدم مجال صبر ندیدمگلی تمام نچیدم هزار خار بخوردم44نقل کریںبساط عمر مرا گو فرونورد زمانهکه من حکایت دیدار دوست درننوردم55نقل کریںهر آن کسم که نصیحت همیکند به صبوریبه هرزه باد هوا میدمد بر آهن سردم66نقل کریںبه چشمهای تو دانم که تا ز چشم برفتیبه چشم عشق و ارادت نظر به هیچ نکردم77نقل کریںنه روز میبشمردم در انتظار جمالتکه روز هجر تو را خود ز عمر مینشمردم88نقل کریںچه دشمنی که نکردی چنان که خوی تو باشدبه دوستی که شکایت به هیچ دوست نبردم99نقل کریںمن از کمند تو اول چو وحش میبرمیدمکنون که انس گرفتم به تیغ بازنگردم1010نقل کریںتو را که گفت که سعدی نه مرد عشق تو باشدگر از وفات بگردم درست شد که نه مردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کردمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 372اگلی نظماز در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان دگر شدمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبحل کن آن همه خونها که در غمت خوردمکه عمری از دل و جان شکر این کرم کردمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1486بدار دست ز ریشم که بادهای خوردمز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1722◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کردمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 372
اگلی نظماز در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان دگر شدمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374
بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردمکه عمری از دل و جان شکر این کرم کردمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1486
بدار دست ز ریشم که بادهای خوردمز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1722