رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1722غزل شمارهٔ 1722شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ردمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبدار دست ز ریشم که بادهای خوردمز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردم2نقل کریںز پیشگاه و ز درگاه نیستم آگاهبه پیشگاه خرابات روی آوردم3نقل کریںخرد که گرد برآورد از تک دریاهزار سال دود درنیابد او گردم4نقل کریںفراختر ز فلک گشت سینه تنگملطیفتر ز قمر گشت چهره زردم5نقل کریںدکان جمله طبیبان خراب خواهم کردکه من سعادت بیمار و داروی دردم6نقل کریںشرابخانه عالم شدهست سینه منهزار رحمت بر سینه جوامردم7نقل کریںهزار حمد و ثنا مر خدای عالم راکه دنگ عشقم و از ننگ خویشتن فردم8نقل کریںچو خاک شاه شدم ارغوان ز من روییدچو مات شاه شدم جمله لعب را بردم9نقل کریںچو دانهای که بمیرد هزار خوشه شودشدم به فضل خدا صد هزار چون مردم10نقل کریںمنم بهشت خدا لیک نام من عشق استکه از فشار رهد هر دلی کش افشردم11نقل کریںرهد ز تیر فلک وز سنان مریخشهر آن مرید که او را به عشق پروردم12نقل کریںچو آفتاب سعادت رسید سوی حملدو صد تموز بجوشید از دی سردم13نقل کریںخموش باش که گر نی ز خوف فتنه بدیهزار پرده دریدی زبان من هر دم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیمآب حیات توایم گرچه به شکل آتشیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1721اگلی نظمنیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارمکه لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1723زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبحل کن آن همه خونها که در غمت خوردمکه عمری از دل و جان شکر این کرم کردمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1486هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیمآب حیات توایم گرچه به شکل آتشیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1721
اگلی نظمنیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارمکه لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1723
بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردمکه عمری از دل و جان شکر این کرم کردمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1486
هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373