سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374غزل شمارهٔ 374شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رشدمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان دگر شدم22نقل کریںگوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوستصاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم33نقل کریںچون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتابمهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم44نقل کریںگفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم55نقل کریںدستم نداد قوت رفتن به پیش یارچندی به پای رفتم و چندی به سر شدم66نقل کریںتا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوماز پای تا به سر همه سمع و بصر شدم77نقل کریںمن چشم از او چگونه توانم نگاه داشتکاول نظر به دیدن او دیدهور شدم88نقل کریںبیزارم از وفای تو یک روز و یک زمانمجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم99نقل کریںاو را خود التفات نبودش به صید منمن خویشتن اسیر کمند نظر شدم1010نقل کریںگویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرداکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهزار عهد بکردم که گرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373اگلی نظمچنان در قید مهرت پایبندمکه گویی آهوی سر در کمندمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 375◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیپریسا یزدانیانزهرا شعبانیبهمن کلانتریسعیده تهرانینسبامیر حسین روناسی (تدوین: سید امیرحسین هدایتی)آڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهزار عهد بکردم که گرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373