شاعر: سعدی
زمین
یاد آن جلوه مستانه کی از دل برود؟
این نه موجی است که از خاطر ساحل برود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3575
هرکه پوشد نظر از کام به منزل برود
دایم آواره بود هرکه پی دل برود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3576
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
تا ابد کشتهی زار از پی قاتل برود
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 165
دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
چه کنم آه، که یک دم ز مقابل برود
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 295
کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود
غایب از دیده نگردد ز مقابل برود
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 206