سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 575غزل شمارهٔ 575شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر سلطنت که خواهی، میکن که دلپذیریدر دست خوبرویان، دولت بود اسیری22نقل کریںجان باختن به کویَت، در آرزوی رویَتدانستهام ولیکن، خونخوار ناگزیری33نقل کریںمُلک آن توست و فرمان، مملوک را چه درمان؟گر بیگنه بسوزی، ور بیخطا بگیری44نقل کریںگر من سخن نگویم، در وصف روی و مویتآیینهات بگوید، پنهان که بینظیری55نقل کریںآن کاو ندیده باشد، گل در میان بُستانشاید که خیره ماند، در ارغوان و خیری66نقل کریںگفتم مگر ز رفتن، غایب شوی ز چشممآن نیستی که رفتی، آنی که در ضمیری77نقل کریںای بادِ صبحْ بِستان! پیغامِ وصلِ جانان!میرو که خوشنسیمی، میدم که خوشعبیری88نقل کریںاو را نمیتوان دید، از منتهای خوبیما خود نمینماییم، از غایت حقیری99نقل کریںگر یار با جوانان، خواهد نشست و رندانما نیز توبه کردیم، از زاهدی و پیری1010نقل کریںسعدی! نظر بپوشان، یا خرقه در میان نِهرندی روا نباشد، در جامهٔ فقیری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوریچون سنگدلان دل بنهادیم به دوریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 574اگلی نظماگر کلاله مشکین ز رخ براندازیکنند در قدمت عاشقان سراندازیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیریدر هر دو حال خود را از یار وانگیریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2954◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوریچون سنگدلان دل بنهادیم به دوریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 574
اگلی نظماگر کلاله مشکین ز رخ براندازیکنند در قدمت عاشقان سراندازیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576
گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیریدر هر دو حال خود را از یار وانگیریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2954