رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 607غزل شمارهٔ 607شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: انیعنیبنمیارزدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزدبی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزد2نقل کریںچون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدیبرخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد3نقل کریںدر عشق چنان چوگان میباش به سر گردانچون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد4نقل کریںبی پا شد و بیسر شد تا مرد قلندر شدشاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد5نقل کریںچون آتش نو کردی عقلم به گرو کردیخاک توم ای سلطان یعنی بنمی ارزد6نقل کریںبر عشق گذشتم من قربان تو گشتم منآن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد7نقل کریںچون مردم دیوانه ویران کنم این خانهآن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد8نقل کریںتا دل به قمر دادم از گردش او شادمچون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا تلخی معزولی میری بنمی ارزدیک روز همیخندد صد سال همیلرزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 606اگلی نظمایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدسیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 608آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا تلخی معزولی میری بنمی ارزدیک روز همیخندد صد سال همیلرزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 606
اگلی نظمایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدسیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 608