رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 606غزل شمارهٔ 606شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: زدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا تلخی معزولی میری بنمی ارزدیک روز همیخندد صد سال همیلرزد2نقل کریںخربندگی و آنگه از بهر خر مردهبهر گل پژمرده با خار همیسازد3نقل کریںزنهار نخندی تو تا اوت نخنداندزیرا که همه خنده زین خنده همیخیزد4نقل کریںای روی ترش بنگر آن را که ترش کردتتا او شکری شیرین در سرکه درآمیزد5نقل کریںای خسته افتاده بنگر که که افکندتچون درنگری او را هم اوت برانگیزد6نقل کریںگر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویششیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازدای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 605اگلی نظمای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزدبی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 607آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازدای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 605
اگلی نظمای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزدبی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 607