رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 608غزل شمارهٔ 608شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: سباشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدسیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشد22نقل کریںآب حیوان ایمان خاک سیهی کفرانبر آتش تو هر دو ماننده خس باشد33نقل کریںجان را صفت ایمان شد وین جان به نفس جان شددل غرقه عمان شد چه جای نفس باشد44نقل کریںشب کفر و چراغ ایمان خورشید چو شد رخشانبا کفر بگفت ایمان رفتیم که بس باشد55نقل کریںایمان فرسی دین را مر نفس چو فرزین راوان شاه نوآیین را چه جای فرس باشد66نقل کریںایمان گودت پیش آ وان کفر گود پس روچون شمع تنت جان شد نی پیش و نی پس باشد77نقل کریںشمس الحق تبریزی رانی تو چنان بالاتا جز من پابرجا خود دست مرس باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزدبی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 607اگلی نظمدر خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشدو اندر دل دونهمّت، اسرارِ تو چون باشد؟!رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 609◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزدبی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 607
اگلی نظمدر خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشدو اندر دل دونهمّت، اسرارِ تو چون باشد؟!رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 609