رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 609غزل شمارهٔ 609شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ونباشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشدو اندر دل دونهمّت، اسرارِ تو چون باشد؟!2نقل کریںبر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزیزین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد3نقل کریںآن را که شفا دانی، درد تو از آن باشدوان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد4نقل کریںآن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟5نقل کریںسیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد6نقل کریںبر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاریآن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!7نقل کریںجام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزیتا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدسیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 608اگلی نظمنان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شدآواره عشق ما آواره نخواهد شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 610آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبهانیه سلیمیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدسیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 608
اگلی نظمنان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شدآواره عشق ما آواره نخواهد شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 610