صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 463

غزل شمارهٔ 463

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
1

Every moment the voice of Love is arriving from left and right; we are departing for the skies—who has a mind for sightseeing?

2

We were once in heaven, we were friends of the angels; let us all return thither, for that is our city.

3

We are even higher than the heavens, we are greater than angels; why should we not transcend both? Our lodging-place is Majesty.

4

How far is the world of dust from the pure substance! Upon what have you alighted? Load up—what place is this?

5

Young luck is our friend, to yield up the soul is our business; the leader of our caravan is Mus.t.af¯a, Pride of the World.

6

At his moon the moon was split, it could not endure to behold him; the moon attained such luck—she, a humble beggar.

7

The sweet scent of the breeze is from the curl of his tress, the glitter of this phantasm is from that cheek like the forenoon.

8

Behold in our hearts every moment a splitting of the moon, for why does your eye soar beyond the vision of that vision?

9

Mankind, like waterfowl, are sprung from the sea of the soul; how should the bird that has risen from that sea make its dwelling here?

10

Nay rather, we are pearls in that sea, we are all present therein; else, why does wave upon wave surge from the sea of the heart?

11

The wave of Alast came along and caulked the body’s ship; when the ship is wrecked once more, the turn of union and encounter will come.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 462

اگلی نظم

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 464

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست

خاک ره بیکسی‌ست ‌کز سر ما برنخاست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 430

سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشِ عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:

هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 23

گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست

حاصل این سوز و ساز یک دل خونین نواست

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 30

یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 462

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 464

کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 472

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

ما به چمن می‌رویم عزم تماشا که راست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 473

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00