زمین
خوش آن ساعت که چون تمثال از آیینهٔ فردی
تو آری سر برون از جیب ناز و من کنم گردی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2672
غبارم میکشد محمل به دوش نالهٔ دردی
که از وحشت نگیرد دامن اندیشهاش گردی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2673
نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
ز دیوان نگاه امشب برون آوردهام فردی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2674
دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
به ساقی گو که زود آخر هم از اول قدح دردی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2523