رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2521غزل شمارهٔ 2521شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ایستیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر یار مرا از من غم و سودا نبایستیمرا صد در دکان بودی مرا صد عقل و رایستی2نقل کریںوگر کشتی رخت من نگشتی غرقه دریافلک با جمله گوهرهاش پیش من گدایستی3نقل کریںوگر از راه اندیشه بدین مستان رهی بودیخرد در کار عشق ما چرا بیدست و پایستی4نقل کریںوگر خسرو از این شیرین یکی انگشت لیسیدیچرا قید کله بودی چرا قید قبایستی5نقل کریںطبیب عشق اگر دادی به جالینوس یک معجونچرا بهر حشایش او بدین حد ژاژخایستی6نقل کریںز مستی تجلی گر سر هر کوه را بودیمثال ابر هر کوهی معلق بر هوایستی7نقل کریںوگر غولان اندیشه همه یک گوشه رفتندیبیابانهای بیمایه پر از نوش و نوایستی8نقل کریںوگر در عهدهٔ عهدی وفایی آمدی از مادلارام جهان پرور بر آن عهد و وفایستی9نقل کریںوگر این گندم هستی سبکتر آرد میگشتیمتاع هستی خلقان برون زین آسیایستی10نقل کریںوگر خضری دراشکستی به ناگه کشتی تن رادر این دریا همه جانها چو ماهی آشنایستی11نقل کریںستایش میکند شاعر ملک را و اگر او راز خویش خود خبر بودی ملک شاعر ستایستی12نقل کریںوگر جبار بربستی شکسته ساق و دستش رانه در جبر و قدر بودی نه در خوف و رجایستی13نقل کریںدر آن اشکستگی او گر بدیدی ذوق اشکستننه از مرهم بپرسیدی نه جویای دوایستی14نقل کریںنشان از جان تو این داری که میباید نمیبایدنمیباید شدی باید اگر او را ببایستی15نقل کریںوگر از خرمن خدمت تو ده سالار منبل رایکی برگ کهی بودی گنه بر کهربایستی16نقل کریںفراز آسمان صوفی همیرقصید و میگفت اینزمین کل آسمان گشتی گرش چون من صفایستی17نقل کریںخمش کن شعر میماند و میپرند معنیهاپر از معنی بدی عالم اگر معنی بپایستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستیتنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2520اگلی نظمدل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردیاز آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2522آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستیتنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2520
اگلی نظمدل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردیاز آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2522