صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2429

غزل شمارهٔ 2429

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
ای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری

Circumambulating about your moon, the moon and sky and Jupiter, the sun and hooplike sphere come into your sphere—

22
یا رب منم جویان تو یا خود توی جویان من
ای ننگ من تا من منم من دیگرم تو دیگری

O lord, am I seeking you or are you seeking me? O my shame! So long as I am, I am one and you are another;

33
ای ما و من آویخته وی خون هر دو ریخته
چیزی دگر انگیخته نی آدمی و نی پری

Suspending us and me, shedding the blood of both, raising up something else, neither of man nor peri.

44
تا پا نباشد ز آنک پا ما را به خارستان برد
تا سر نباشد ز آنک سر کافر شود از دوسری

Let foot not remain, for foot carries us to the thorn bush; let head not remain, for the head becomes infidel through twoheadedness.

55
آبی میان جو روان آبی لب جو بسته یخ
آن تیزرو این سست رو هین تیز رو تا نفسری

One water flowing amidst the stream, one water frozen on the bank of the stream; the former swift, the latter sluggish; beware, swift one, lest you congeal.

66
خورشید گوید سنگ را زان تافتم بر سنگ تو
تا تو ز سنگی وارهی پا درنهی در گوهری

The sun says to the stone, “For this reason I shone on your stone, that you might escape from stoniness and set foot on gemhood.”

77
خورشید عشق لم یزل زان تافته‌ست اندر دلت
کاول فزایی بندگی و آخر نمایی مهتری

The sun of eternal love has shone in your heart; first, that your servanthood might increase, and lastly, that you might show mastery.

88
خورشید گوید غوره را زان آمدم در مطبخت
تا سرکه نفروشی دگر پیشه کنی حلواگری

The sun says to the unripe grape, “I have come to your kitchen so that you may not sell vinegar anymore but make a trade of sweetmaking.”

99
شه باز را گوید که من زان بسته‌ام دو چشم تو
تا بگسلی از جنس خود جز روی ما را ننگری

The king says to the falcon, “I bound up your eyes so that you may break with your own kind and only regard my face.”

1010
گوید بلی فرمان برم جز در جمالت ننگرم
جز بر خیالت نگذرم وز جان نمایم چاکری

The falcon says, “Yes, I am obedient; only on your beauty I gaze, only by your image I pass, and serve you with my soul.”

1111
گل باغ را گوید که من زان عرضه کردم رخت خود
تا جمله رخت خویش را بفروشی و با ما خوری

The rose says to the garden, “I displayed my robes so that you might sell all your wares and make do with me.”

1212
آن کس کز این جا زر برد با دلبری دیگر خورد
تو کژ نشین و راست گو آن از چه باشد از خری

He who takes gold from here and makes do with another beloved—sit awry and say truly, what is that from? From assishness?

1313
آن آدمی باشد که او خر بدهد و عیسی خرد
وین از خری باشد که تو عیسی دهی و خر خری

That is a man who gives up the ass to buy Jesus; it is of assishness that you give up Jesus to buy the ass.

1414
عیسی مست را زر کند ور زر بود گوهر کند
گوهر بود بهتر کند بهتر ز ماه و مشتری

Jesus turns the drunkard into gold, and if he be gold, makes him into a jewel; if a jewel, he makes him better still, better than the moon and Jupiter.

1515
نی مشتری بی‌نوا بل نور الله اشتری
گر یوسفی باشد تو را زین پیرهن بویی بری

You are not a Jupiter without worth, but the light of God has purchased: if you have anything of Joseph, you take the scent of this shirt.

1616
ما را چو مریم بی‌سبب از شاخ خشک آید رطب
ما را چو عیسی بی‌طلب در مهد آید سروری

To me, as to Mary, dates come forth from a withered branch without cause; to me, like Jesus, mastership comes unasked in the cradle.

1717
بی‌باغ و رز انگور بین بی‌روز و بی‌شب نور بین
وین دولت منصور بین از داد حق بی‌داوری

See the grapes without garden and vine, the light without day and night; this glorious fortune, given by God without the process of judgment.

1818
از روی همچون آتشم حمام عالم گرم شد
بر صورت گرمابه‌ای چون کودکان کمتر گری

Through my firelike face the world’s bath became hot; like children weep less for a picture painted on the bathhouse wall.

1919
فردا ببینی روش را شد طعمه مار و موش را
دروازه موران شده آن چشم‌های عبهری

Tomorrow you will see its face become food for snake and mouse, those narcissus eyes a gateway of ants.

2020
مهتاب تا مه رانده دیوار تیره مانده
اناالیه آمده کان سو نگر گر مبصری

You are the moonshine driven to the moon, the wall left dark; to Him we return has come true—Look yonder, if you can see.

2121
یا جانب تبریز رو از شمس دین محظوظ شو
یا از زبان واصفان از صدق بنما باوری

Or go to Tabriz, enjoy Shams al-D¯ın, or believe the words of the truthful describers.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری

گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428

اگلی نظم

ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی

دانا و بینای رهی آن سو که دانی می‌روی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2430

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری

هر چند وصفت می‌کنم، در حسن از آن زیباتری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1825

آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری

یا کبر منعت می‌کند کز دوستان یاد آوری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 542

فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری

گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2428

من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری

سنگین دلی لعلین لبی ایمان فزایی کافری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2435

من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری

و اکنون همی‌خواهم ز تو کز گفت خویشم واخری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2449

در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری

و آن لطف بی‌حد زان کند تا هیچ از حد نگذری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2450

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00