رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2430غزل شمارهٔ 2430شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انیمیرویصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای آن که بر اسب بقا از دیر فانی میرویدانا و بینای رهی آن سو که دانی میروی22نقل کریںبیهمره جسم و عرض بیدام و دانه و بیغرضاز تلخکامی میرهی در کامرانی میروی33نقل کریںنی همچو عقل دانه چین نی همچو نفس پر ز کیننی روح حیوان زمین تو جان جانی میروی44نقل کریںای چون فلک دربافتهای همچو مه درتافتهاز ره نشانی یافته در بینشانی میروی55نقل کریںای غرقه سودای او ای بیخود از صهبای اواز مدرسه اسمای او اندر معانی میروی66نقل کریںای خوی تو چون آب جو داده زمین را رنگ و بوتا کس نپندارد که تو بیارمغانی میروی77نقل کریںکو سایه منصور حق تا فاش فرماید سبقکز مستعینی میرهی در مستعانی میروی88نقل کریںشب کاروانها زین جهان بر میرود تا آسمانتو خود به تنهایی خود صد کاروانی میروی99نقل کریںای آفتاب آن جهان در ذرهای چونی نهانوی پادشاه شه نشان در پاسبانی میروی1010نقل کریںای بس طلسمات عجب بستی برون از روز و شبتا چشم پندارد که تو اندر مکانی میروی1111نقل کریںای لطف غیبی چند تو شکل بهاری میشویوی عدل مطلق چند تو اندر خزانی میروی1212نقل کریںآخر برون آ زین صور چادر برون افکن ز سرتا چند در رنگ بشر در گله بانی میروی1313نقل کریںای ظاهر و پنهان چو جان وی چاکر و سلطان چو جانکی بینمت پنهان چو جان در بیزبانی میروی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتریای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2429اگلی نظماین عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهایکه هر کجا مرده بود زنده کنم بیحیلهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2431◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتریای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2429
اگلی نظماین عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهایکه هر کجا مرده بود زنده کنم بیحیلهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2431