زمین
باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زار
سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 14
خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
چون نتواند کشید دست در آغوش یار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295
دولت جانپرورست، صحبت آمیزگار
خلوت بیمدعی، سفرهٔ بیانتظار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 296
ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار
سفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگار
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 33
ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر و قَصَبی مصری بر سر.
کسی گفت: سعدی! چگونه همیبینی این دیبای مُعْلَمْ بر این حیوانِ لایَعْلَمْ؟
سعدیگلستانباب سوم در فضیلت قناعتحکایت شمارهٔ 25
تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
بر مثل ذرهها رقص کنان پیش یار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1124
آید هر دم رسول از طرف شهر یار
با فرح وصل دوست با قدح شهریار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1130