رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1122غزل شمارهٔ 1122شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یرہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاندیشه را رها کن اندر دلش مگیرزیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر22نقل کریںاندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنجاندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر33نقل کریںز اندیشهها برون دان بازار صنع راآثار را نظاره کن ای سخره اثیر44نقل کریںآن کوی را نگر که پرد زو مصوراتوان جوی را کز او شد گردنده چرخ پیر55نقل کریںگلگونهای کز اوست رخ دلبران چو گلسرفتنهای کز اوست رخ عاشقان زریر66نقل کریںخوش از عدم همیپرد این صد هزار مرغاز یک کمان همیجهد این صد هزار تیر77نقل کریںبیچون و بیچگونه برون از رسوم و فهمبیدست میسریشد در غیب صد خمیر88نقل کریںبیآتشی تنور دل و معدهها فروختنان بر دکان نهاده و خباز ما ستیر99نقل کریںاز لوح خاک ساده دهد صد هزار نقشوز جوش خون ماده دهد صد هزار شیر1010نقل کریںشییء اللهی بگفتی و آمد ز چرخ بانگزنبیل برگشا که عطا آمد ای فقیر1111نقل کریںزفت آمد آن نواله و زنبیل را دریداز مطبخ خدای نیاید صله حقیر1212نقل کریںآن کس که من و سلوی بفرستد از هواو آنک از شکاف کوه برون میکشد بعیر1313نقل کریںوان کو ز آب نطفه برآرد تهمتنیوان کو ز خواب خفته گشاید ره مطیر1414نقل کریںاندر عدم نماید هر لحظه صورتیتا این خیالیان بشتابند در مسیر1515نقل کریںفرمان کنم چو گفت خمش من خمش کنمخود شرح این بگوید یک روز آن امیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآمد بهار خرم و آمد رسول یارمستیم و عاشقیم و خماریم و بیقراررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1121اگلی نظمپرده خوش آن بود کز پس آن پرده داربا رخ چون آفتاب سایه نماید نگاررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1123◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزادوش، عطارد، آن که نخوانیش جز دبیریک نام او عطارد و یک نام اوست تیررودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 66◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآمد بهار خرم و آمد رسول یارمستیم و عاشقیم و خماریم و بیقراررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1121
اگلی نظمپرده خوش آن بود کز پس آن پرده داربا رخ چون آفتاب سایه نماید نگاررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1123