رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 646غزل شمارهٔ 646شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اردرامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبار دگر آن مست به بازار درآمدوان سرده مخمور به خمار درآمد2نقل کریںسرهای درختان همه پربار چرا شدکان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد3نقل کریںیک حمله دیگر همه در رقص درآییممستانه و یارانه که آن یار درآمد4نقل کریںیک حمله دیگر همه دامن بگشاییمکز بهر نثار آن شه دربار درآمد5نقل کریںیک حمله دیگر به شکرخانه درآییمکز مصر چنین قند به خروار درآمد6نقل کریںیک حمله دیگر بنه خواب بسوزیمزیرا که چنین دولت بیدار درآمد7نقل کریںیک حمله دیگر به شب این پاس بداریمکان لولی شب دزد به اقرار درآمد8نقل کریںیک حمله دیگر برسان باده که مستیدر عربده ویران شده دستار درآمد9نقل کریںیک حمله دیگر به سلیمان بگراییمکان هدهد پرخون شده منقار درآمد10نقل کریںاین شربت جان پرور جان بخش چه ساقیستاز دست مسیحی که به بیمار درآمد11نقل کریںاکنون بزند گردن غمهای جهان راکاقبال تو چون حیدر کرار درآمد12نقل کریںدارالحرج امروز چو دارالفرجی شدکان شادی و آن مستی بسیار درآمد13نقل کریںبربند لب اکنون که سخن گستر بیلببی حرف سیه روی به گفتار درآمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبار دگر آن آب به دولاب درآمدوآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 645اگلی نظمتدبیر کند بنده و تقدیر نداندتدبیر به تقدیر خداوند چه ماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 647آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبار دگر آن آب به دولاب درآمدوآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 645
اگلی نظمتدبیر کند بنده و تقدیر نداندتدبیر به تقدیر خداوند چه ماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 647