رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1272غزل شمارهٔ 1272شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: انخویشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںباز فرود آمدیم بر در سلطان خویشبازگشادیم خوش بال و پر جان خویش2نقل کریںباز سعادت رسید دامن ما را کشیدبر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش3نقل کریںدیده دیو و پری دید ز ما سروریهدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش4نقل کریںساقی مستان ما شد شکرستان مایوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش5نقل کریںدوش مرا گفت یار چونی از این روزگارچون بود آن کس که دید دولت خندان خویش6نقل کریںآن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خوابشکر که من یافتم در بن دندان خویش7نقل کریںبیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریمقند و شکر میخوریم در شکرستان خویش8نقل کریںتو زر بس نادری نیست کست مشتریصنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش9نقل کریںدور قمر عمرها ناقص و کوته بودعمر درازی نهاد یار به دوران خویش10نقل کریںدل سوی تبریز رفت در هوس شمس دینرو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز درآمد طبیب از در رنجور خویشدست عنایت نهاد بر سر مهجور خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1271اگلی نظمما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباشحسن تو از حد گذشت شیوه گری گو مباشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1273آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز درآمد طبیب از در رنجور خویشدست عنایت نهاد بر سر مهجور خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1271
اگلی نظمما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباشحسن تو از حد گذشت شیوه گری گو مباشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1273