رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1273غزل شمارهٔ 1273شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: ریگومباشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباشحسن تو از حد گذشت شیوه گری گو مباش2نقل کریںهست درست دلم مهر تو ای حاصلمجان زرینم بس است مهر زری گو مباش3نقل کریںعشق کدام آتش است کو همه را دلکش استچاکری او خوش است ملک و سری گو مباش4نقل کریںبرکن از کار تو دست به یک بار توخشک لبم دار تو هیچ تری گو مباش5نقل کریںجان من از جان عشق شد همگی کان عشقهمره مردان عشق ماده نری گو مباش6نقل کریںسایه تو پیش و پس جان مرا دسترسسایه آن نخل بس باروری گو مباش7نقل کریںجان صفا شمس دین از تبریزی چو چیناز تو مرا غیر این پرده دری گو مباش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز فرود آمدیم بر در سلطان خویشبازگشادیم خوش بال و پر جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1272اگلی نظمخواجه چرا کردهای روی تو بر ما تُرُشزین شکرستان برو! هست کس این جا تُرُشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1274آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز فرود آمدیم بر در سلطان خویشبازگشادیم خوش بال و پر جان خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1272
اگلی نظمخواجه چرا کردهای روی تو بر ما تُرُشزین شکرستان برو! هست کس این جا تُرُشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1274