رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 420غزل شمارهٔ 420شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ندگذشتصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشت2نقل کریںچون چنین است صنم پند مده عاشق راآهن سرد چه کوبی؟ که وی از پند گذشت3نقل کریںتو چه پرسیش که چونی؟ و چگونه است دلت؟منزل عشق از آن حال که پرسند گذشت4نقل کریںآن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند؟ترک تاز غم سودای وی از چند گذشت5نقل کریںآن کف بحر گهربخش وراء النهر استروضه خوی وی از سغد سمرقند گذشت6نقل کریںخارش حرص و طمع در جگر و جانش افکندچون نسیم کرمش بر دل خرسند گذشت7نقل کریںذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمدلطف خار غم او را گل خوش خند گذشت8نقل کریںگر در بسته کند منع ز هفتاد بلاتا که این سیل بلا آمد و از بند گذشت9نقل کریںهر کی عقد و حل احوال دل خویش بدیدبند هستی بشکست او و ز پیوند گذشت10نقل کریںمرد چونک به کف آورد چنین در یتیمخاطر او ز وفای زن و فرزند گذشت11نقل کریںبس که از قصهٔ خوبش همه در فتنه فتندکاین مقالات خوش از فهم خردمند گذشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبوسهای داد مرا دلبر عیار و برفتچه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 419اگلی نظمساقیا این می از انگور کدامین پُشتهستکه دل و جان حریفان ز خمار آغشتهسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 421آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانفاطمه نوروزیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبوسهای داد مرا دلبر عیار و برفتچه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 419
اگلی نظمساقیا این می از انگور کدامین پُشتهستکه دل و جان حریفان ز خمار آغشتهسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 421