رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 421غزل شمارهٔ 421شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: شتهستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقیا این می از انگور کدامین پُشتهستکه دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست2نقل کریںخم پیشین بگشا و سر این خم بربندکه چو زهرست نشاط همگان را کشتهست3نقل کریںبند این جام جفا جام وفا را برگیرتا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست4نقل کریںدرده آن باده اول که مبارک بادهستمگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشتهست5نقل کریںصد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیستتا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست6نقل کریںبر در خانهٔ دل این لگد سخت مزنهان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشتهست7نقل کریںبادهای ده که بدان باده بلا واگرددمجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست8نقل کریںتا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیمپیش نقشی که خدایش به خودی بنوشتهست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 420اگلی نظمای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادستجانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 422آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 420
اگلی نظمای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادستجانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 422