رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 422غزل شمارهٔ 422شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ادستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادستجانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست22نقل کریںنقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکستغیر پیمودن باد هوس تو بادست33نقل کریںکار او دارد کموخته کار توستزانک کار تو یقین کارگه ایجادست44نقل کریںآسمان را و زمین را خبرست و معلومکآسمان همچو زمین امر تو را منقادست55نقل کریںروی بنمای و خمار دو جهان را بشکننه که امروز خماران تو را میعادست66نقل کریںآفتاب ار چه در این دور فریدست و وحیدشرقیانند که او در صفشان آحادست77نقل کریںخسروان خاک کفش را به خدا تاج کنندهر که شیرین تو را دلشده چون فرهادست88نقل کریںمینهد بر لب خود دست دل من که خموشاین چه وقت سخنست و چه گه فریادست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقیا این می از انگور کدامین پُشتهستکه دل و جان حریفان ز خمار آغشتهسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 421اگلی نظممگر این دم سر آن زلف پریشان شده استکه چنین مشک تتاری عبرافشان شده استرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 423◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشب هجران دلم از ناله حسرت شادستچه توان کرد که فریاد رسم فریادستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1443◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساقیا این می از انگور کدامین پُشتهستکه دل و جان حریفان ز خمار آغشتهسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 421
اگلی نظممگر این دم سر آن زلف پریشان شده استکه چنین مشک تتاری عبرافشان شده استرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 423
شب هجران دلم از ناله حسرت شادستچه توان کرد که فریاد رسم فریادستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1443