رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 419غزل شمارهٔ 419شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: فتہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبوسهای داد مرا دلبر عیار و برفتچه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت2نقل کریںهر لبی را که ببوسید نشانها داردکه ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت3نقل کریںیک نشان آنک ز سودای لب آب حیاتهر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت4نقل کریںیک نشان دگر آن است که تن نیز چو دلمیدود در پی آن بوسه به تعجیل و به تفت5نقل کریںتنگ و لاغر گردد به مثال لب دوستچه عجب لاغری از آتش معشوقه زفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توستبستان جام و درآشام که آن شربت توسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 418اگلی نظمذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 420زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصبحدم داشتم از غنچه نشکفته شگفتکه چرا سر دل از بلبل آشفته نهفتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31صُبْحْدَم، مُرْغِ چَمَن با گلِ نوخاسْتِه گُفْتناز، کَم کُن که در این باغ، بَسی چون تو شِکُفْتحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 81آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توستبستان جام و درآشام که آن شربت توسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 418
اگلی نظمذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 420
صُبْحْدَم، مُرْغِ چَمَن با گلِ نوخاسْتِه گُفْتناز، کَم کُن که در این باغ، بَسی چون تو شِکُفْتحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 81