صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1264

غزل شمارهٔ 1264

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اهش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش
من دم دهم فلان را تو درربا کلاهش
22
یعقوب را بگویم یوسف به قعر چاهست
چون بر سر چه آید تو درفکن به چاهش
33
ما شکل حاجیانیم جاسوس و رهزنانیم
حاجی چو در ره آید ما خود زنیم راهش
44
ما شاخ ارغوانیم در آب و می‌نماییم
با نعل بازگونه چون ماه و چون سپاهش
55
روباه دید دنبه در سبزه زار و می‌گفت
هرگز کی دید دنبه بی‌دام در گیاهش
66
وان گرگ از حریصی در دنبه چون نمک شد
از دام بی‌خبر بد آن خاطر تباهش
77
ابله چو اندرافتد گوید که بی‌گناهم
بس نیست ای برادر آن ابلهی گناهش
88
ابله کننده عشقست عشقی گزین تو باری
کابله شدن بیرزد حسن و جمال و جاهش
99
پای تو درد گیرد افسون جان بر او خوان
آن پای گاو باشد کافسون اوست کاهش
1010
حلق تو درد گیرد همراه دم پذیرد
خود حلق کی گشاید بی‌آه غصه کاهش
1111
تا پیشگاه عشقش چون باشد و چه باشد
چون ما ز دست رفتیم از پای گاه جاهش
1212
تا چه جمال دارد آن نادره مطرز
که سوخت جان ما را آن نقش کارگاهش
1313
ز اندیشه می‌گذارم تا خود چه حیله سازم
با او که مکر و حیله تلقین کند الهش
1414
آن کس که گم کند ره با عقل بازگردد
وان را که عقل گم شد از کی بود پناهش
1515
نی ما از آن شاهیم ما عقل و جان نخواهیم
چه عقل و بند و پندش چه جان و آه آهش
1616
مستی فزود خامش تا نکته‌ای نرانی
ای رفته لاابالی در خون نیکخواهش
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1263

اگلی نظم

آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1265

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش

سایه گرفته مه را زان طره سیاهش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1175

شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش

سوی چو من گدایی مشکل فتد نگاهش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00