زمین
انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد
زیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 180
رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
بی پرده تر این آینه را آینه دان کرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4370
زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد
عشق تو مرا رانده به گرد دو جهان کرد
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 206