صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1139

غزل شمارهٔ 1139

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، نازنین بازیان
Toggle stanza 1
11
مجوی شادی چون در غمست میل نگار
که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار

Look not for happiness when the Beauty’s inclination is set on sorrow, for you are prey in the clutches of a lion, my dear friend.

22
اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو
قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار

Though the Beloved sprinkles plaster on your head, welcome that as if it was Tartary musk.

33
درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی
بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار

Since within you lurks a hidden enemy, there is no repelling that monster save by harshness.

44
کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست
ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار

The man who beats a stick on a rug, it is not aimed at the rug, but the whole purpose is to rid the rug of dust.

55
غبارهاست درون تو از حجاب منی
همی‌برون نشود آن غبار از یک بار

Layers of dust are within you, consisting of the veil of egoism; that dust is not got rid of at a single blow;

66
به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن
رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار

With each harshness and each blow, little by little that is dispersed from the cheek of the heart, now sleeping, now awake.

77
اگر به خواب گریزی به خواب دربینی
جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار

If you take flight in sleep, in dreams you will see the cruelty of the Beloved and the execrations of that Benefactor.

88
تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست
برای مصلحتی راست در دل نجار

Scraping a stick is not in order to destroy the stick, it is for a good purpose in the heart of the carpenter.

99
از این سبب همه شر طریق حق خیرست
که عاقبت بنماید صفاش آخر کار

For this reason every evil on God’s path is good, for that He will show man pure and refined at the end of the affair.

1010
نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها
همی‌بمالد آن را هزار بار هزار

Consider the hide which the tanner rubs in all manner of filth a thousand times over,

1111
که تا برون رود از پوست علت پنهان
اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار

So that the inward flaw may go forth from the hide, even though the hide knows naught of little or much.

1212
تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری
شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

Sun and Pride of Tabriz, you possess great virtues; make haste, for you have a mighty power in the secrets.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1138

اگلی نظم

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

برآمدیم چو خورشید با صد استظهار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1140

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سپیده دم که گهربار بر در گلزار

شود به جلوه گل اندر نگار خانه یار

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1112

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 57

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند

گناه تست و من استاده‌ام به استغفار

سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 10

نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار

امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 39

برای ختم سخن دست بر دعا داریم

امیدوار قبول از مهیمن غفار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 129

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 130

چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور

قدم زِ رفتن و پرسیدنش دریغ مَدار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 133

نگین ختم رسالت پیمبر عربی

شفیع روز قیامت محمد مختار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 137

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار

که برّ و بحر فراخست و آدمی بسیار

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

کجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟

چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار؟

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 27 - مطلع دوم

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00