رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 844غزل شمارهٔ 844شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: اچهباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر ساعتی ببری ز اندیشهها چه باشدغوطی خوری چو ماهی در بحر ما چه باشد22نقل کریںز اندیشهها نخسپی ز اصحاب کهف باشینوری شوی مقدس از جان و جا چه باشد33نقل کریںآخر تو برگ کاهی ما کهربای دولتزین کاهدان بپری تا کهربا چه باشد44نقل کریںصد بار عهد کردی کاین بار خاک باشمیک بار پاس داری آن عهد را چه باشد55نقل کریںتو گوهری نهفته در کاه گل گرفتهگر رخ ز گل بشویی ای خوش لقا چه باشد66نقل کریںاز پشت پادشاهی مسجود جبرئیلیملک پدر بجویی ای بینوا چه باشد77نقل کریںای اولیای حق را از حق جدا شمردهگر ظن نیک داری بر اولیا چه باشد88نقل کریںجزوی ز کل بمانده دستی ز تن بریدهگر زین سپس نباشی از ما جدا چه باشد99نقل کریںبی سر شوی و سامان از کبر و حرص خالیآنگه سری برآری از کبریا چه باشد1010نقل کریںاز ذکر نوش شربت تا وارهی ز فکرتدر جنگ اگر نپیچی ای مرتضا چه باشد1111نقل کریںبس کن که تو چو کوهی در کوه کان زر جوکه را اگر نیاری اندر صدا چه باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایددانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 843اگلی نظممرغی که ناگهانی در دام ما درآمدبشکست دامها را بر لامکان برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 845◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتن را اگر گذاری در عشق ما چه باشدگراستخوان نگیری باز از هما چه باشدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4471◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایددانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 843
اگلی نظممرغی که ناگهانی در دام ما درآمدبشکست دامها را بر لامکان برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 845
تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشدگراستخوان نگیری باز از هما چه باشدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4471