گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش چند از این افسانه
دیوانه و خواب خهخهای فرزانه
زمین
این بادیهٔ تو را سری پیدا نه
پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه
عطارمختارنامهباب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدنشمارهٔ 4
بیگانه شوی ز صحبت بیگانه
بشنو سخن راست از این دیوانه
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1616
دانی شب چیست بشنو ای فرزانه
خلوت کن عاشقان ز هر بیگانه
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1622
گفتم که توی می و منم پیمانه
من مردهام و تو جانی و جانانه
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1636
فارسی متن کا ماخذ: گنجور