رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 852رباعی شمارهٔ 852شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمیگرددہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر لقمهٔ خوش که بر دهان میگرددمیجوشد و صافش همه جان میگردد2نقل کریںخورشید و مه و فلک از آن میگرددتا هرچه نهان بود عیان میگردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر لحظه همی خوانمش از راه بعیدکو سورهٔ یوسف است و قرآن مجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 851اگلی نظمهر موی زلف او یکی جان داردما را چو سر زلف پریشان داردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 853زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجان گِردِ تو از میان جان میگرددتن در هوست نعره زنان میگرددعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 15دیرست که دور آسمان میگرددمیترسد و زان ترس بجان میگرددعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 34ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر لحظه همی خوانمش از راه بعیدکو سورهٔ یوسف است و قرآن مجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 851
جان گِردِ تو از میان جان میگرددتن در هوست نعره زنان میگرددعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 15
دیرست که دور آسمان میگرددمیترسد و زان ترس بجان میگرددعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 34